تبليغاتX
اندیشه امروز

اسلام چقدر مظلوم است و چقدر غریب

من از کسانی که از مستحبّات فقط خواب قیلوله را می‌پسندند، بدم می‌آید. من از کسانی که در میان واجبات فقط صله رحم را دوست دارند بدم می‌آید.

من از بقیّه هم بدم می‌آید. از آن‌هایی که از یاد خدا فقط ذکر گفتن را بلدند، آن هم با ذکر «صاد» از مخرج اصلی. آن‌هایی که هر نمازشان را ده بار می‌خوانند، آن‌هایی که خمس و زکات دزدی‌هایشان را کامل پرداخت می‌کنند، آن‌هایی که غذای ته مانده خود را به فقرا می‌بخشند، آن‌هایی که ده بار والضّالین را تکرار می‌کنند و ... .

من از اسلام، مدل لطیفش را دوست دارم، اسلام من در میان پیرمردهای نود ساله رو به مرگ نیست، من اسلام گریه را دوست دارم، اسلام پیرمرد بودن جوان‌ها را، اسلام بخشش تمام مال نداشته را.

من از اسلام مرفهین بدم می‌آید. همان‌ها که از میان احادیث فقط استحباب خانه خوب، مرکب خوب و زن خوب را دوست دارند.

من از خودم هم بدم می‌آید. من خودم را هم دوست ندارم، من آتش را کمترین مزد خود در آخرت میدانم. همین ...  

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 22:12 توسط مجتبی طالقانی |

اشاره

رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکای شعار «گسترش دموکراسی در خاورمیانه بزرگ» را دستاویزی قرار داده تا به واسطه آن مجموعه اقداماتی را در این منطقه از جهان دنبال کند؛ جدای از این پرسش های حقیقی که چه کسی از رئیس جمهور بوش خواسته است که «دموکراسی را به خاورمیانه بیاورد» و این که اساساً دموکراسی از جنس مقولاتی است که بتوان به زور و با اتکا به لشکرکشی نظامی آن را به ارمغان آورد و دیگر اینکه روایت آمریکایی لیبرال دموکراسی، چه مطلوبیتی برای مردم مسلمان خاورمیانه دارد و یا این که آیا رئیس جمهور بوش از مردم خاورمیانه پرسیده است که چه شیوه زمامداری و حکومتداری را می پسندند و به طور کلی نظرشان راجع به عمکرد آمریکا و خودِ وی در جهان و در کشورهای اسلامی چیست؛ از این پرسش های بی پاسخ که بگذریم مروری بر سابقه «دموکراسی گستری» ایالات متحده در برهه های مختلف تاریخی خالی از فایده نخواهد بود.

ز سوی دیگر اخیراً برنامه «به اسم دموکراسی» از تلوبزیون جمهری اسلامی پخش شد و طی آن از آنچه «براندازی نرم» نامیده شد، پرده برداشته شد. در «به اسم دموکراسی» تلاش شده بود تا بین فعالیت این افراد و وقوع انقلاب های مخملین در جمهوری های آسیای میانه، همسانی و همخوانی برقرار شود .

ما نیز تلاش می کنیم تا وجه دیگری از برنامه دموکراسی گستری آمریکا در ایران را روشن سازیم و آنچه «تحول نرم» نامیده می شود را با ژرفای بیشتری بررسی کنیم- البته بخشی از این نوشتار در سطح جامعه شناسی معرفت قابل بررسی است، با این حال تلاش شده است تا حتی الامکان به صورت «تحلیل»ی برای مخاطبان دوهفته نامه ارائه شود؛ امید که قبول افتد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 21:59 توسط ضیاء سهیلی |

پروژه تخریب دکتر محمود احمدی نژاد و دولت او، قبل و بعد از انتخابات تیر 84 ابعاد متعدد داشته است. اما یکی از مهم ترین این ابعاد، ارائه تصویری معوج از رویکرد او به مسئله مهدویت و انتظار بوده است. مخالفان با اشاره به تاکید احمدی نژاد بر مسئله مهدویت سعی دارند از او تصویر فردی عوام گرا، خرافی، به دور از سیره امام خمینی (ره) و حتی وابسته به انجمن حجتیه ارائه کنند. این امر که در زمان انتخابات با شایعه مضحک طرح شهرداری برای تعیین مسیر حرکت امام زمان در تهران (!) آغاز شد، در دو سال اخیر با دروغ های شاخ داری چون صرف هزینه چند میلیاردی برای دادن شربت به زائران جمکران، ماجرای چاه جمکران (!) و برنامه ساخت هتل جهت ظهور (!!) ادامه یافته است و با مصاحبه هایی که در آن نگرانی از غلبه اسلام خرافی و حجتیه ای و به فراموشی سپرده شدن راه امام (ره) موج می زند، تکمیل می شود. این مباحث گاه از سوی طیفی از روحانیون سیاسی (که عمدتاً در محافل حوزوی به فاقد بودن دانش عمیق دینی شناخته می شوند) مطرح می گردد و به واسطه ی آن برخی حساب های قدیمی مربوط به دهه ی 40 و 50 تسویه می شود! تسویه حساب هایی که در پوشش مخالفت با رئیس جمهور، خصومت های شخصی و باندی که هدف آن عالمانی چون آیت ا... مصباح یزدی است، را مد نظر دارد. بعضی از اصولگرایان نیز با طرح چنین مباحثی سعی در تثبیت موقعیت تازه یافته شان در محافل روشنفکری و جلب توجه رسانه ای دارند. اما مهمترین بار در این مسیر بر دوش جریانی است که آن را می توان جریان «مدرنیست مسلمان» نام نهاد. مدرنیست های مسلمان که 16 سال پس از جنگ موقعیت های حساس و کلیدی اقتصاد، فرهنگ و دیپلماسی را در اختیار داشته اند، به عنوان جریان اصلی معارض دولت اصولگرا، بیش از همه به هجمه و تخریب گفتمان مهدویت گرایانه دکتر احمدی نژاد پرداخته اند. در مورد اینان مسئله فقط نوعی تسویه حساب یا فضا سازی و جنگ روانی نیست. به نظر می رسد جریان مدرنیست مسلمان به واقع از طرح مسئله مهدویت و انتظار، خشمگین و برآشفته است. آنچه در ادامه می آید پاسخی به این پرسش است: چرا مدرنیست های مسلمان از رونق یافتن گفتمان مهدویت برآشفته اند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 17:16 توسط سجاد صفار هرندی |

تسخیر سفارت امریکا، چه به عنوان مرکزی که اگر اشغال شود، بسیاری از توطئه‌ها و درگیری‌ها و اغتشاشات جامعه‌ی آن روز ایران را از بین خواهد رفت، و چه به علت حمایت‌هایی که دولت امریکا از شاه مخلوع ایران می‌کرد، و چه به دلیل گمانه‌هایی مبنی بر ایجاد کودتا در کشور به وسیله‌ی دولت امریکا و یا به هر دلیل دیگر، بحثی است که برای تحلیل آن باید شرایط وقوعش را درک کرد. این تصمیم که نوعی عکس العمل طبیعی ملت ایران در برابر اقدامات امریکا علیه ایران بود، از زوایای مختلفی قابل طرح و بررسی است، چه از حیث تاثیرات و پیامدهای مثبت و حتی شاید منفی آن، چه از جهت هدف‌ها و انگیزه‌های عاملان و چه از جهت وجوه اجتماعی و تفاسیر جامعه‌شناختی آن. اما نگریستن به ابعاد حقوقی ماجرا، بحثی مجادله انگیز می‌باشد و عرصه‌ای است که در کشور ما شاید هنوز زیر ذره بین نرفته و به آن پرداخته نشده است.

سوال اصلی در خصوص وجود حقی مشروع یا تجاوزی نامشروع در جریان این واقعه است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 11:9 توسط علی صادقیان |

گفت و گوی اختصاصی اندیشه امروز با حسین شریعتمداری

اشاره شنیده بودیم که این روزها حسین شریعتمداری کمتر تن به مصاحبه می‌دهد، اما برخلاف گفته‌ها هنگامیکه از او درخواست نمودیم به گرمی از ما استقبال کرد. این شد که با مجتبی طالقانی (سردبیر) فرصت را غنیمت شمردیم و سه شنبه (8/8/86) روانه موسسه کیهان شدیم. کیهان هنوز در همان کانون بازار و شریعتمداری در طبقه دوم در اتاق سردبیری

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 11:6 توسط علیرضا نائینی |

سقوط طالبان در سال 2001 و سقوط صدام و حكومت بعثي عراق در مارس 2003، توازن قدرت را در منطقه خاورميانه بر هم زده و آرايش جديدي در ساختار ژئوپوليتيكي منطقه به وجود آورد. تا پيش از سقوط صدام، منازعه منطقه‌اي بين مدعيان قدرت سه ضلع اصلي داشت: ايران، عراق و عربستان (به نمايندگي از كشورهاي عربي با حكومت هاي سني). اگرچه رژيم صهيونيستي هميشه كوشيده است تا در منازعات بين قدرت هاي اصلي منطقه نقش كليدي بازي كند، اما به سبب دوري جغرافيايي از كانون اصلي تحولات (منطقه خليج فارس) و عدم مشروعيت لازم، نتوانسته است به اين مهم دست پيدا كند. حمله صدام به كويت در آغاز دهه 1990 ميلادي، پس از يك دوره جنگ هشت ساله با ايران براي تغيير جغرافیاي سياسي، نظامي و استراتژيك منطقه كه به شكست انجاميد، آغاز دوره تازه اي از رويارويي ها بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 11:1 توسط احمد نادری |

آنچه از آن به عنوان "نخبه‌گی سیاسی" یاد می‌شود، ناظر بر ورود به مقوله سیاست با مجهز بودن به توان تحلیل و فراتر از مناسبات معمول در این عرصه و جریان‌ها وگروه‌های سیاسی است. در واقع یک "نخبه سیاسی" فراتر از یک فعال سیاسی از زاویه‌ای دیگر به آنچه در صحنه سیاسی رخ می‌دهد نگریسته و رویداد‌ها را تحلیل و با استمداد از شم قوی سیاسی و نیز الگوهای متعارف "رفتار سیاسی" آنچه احتمالاً در پی یک کنش سیاسی خواهد آمد را پیش بینی و در جهت مدیریت صحنه در اختیار سیاست‌گزاران و درواقع بازیگردانان اصلی صحنه سیاست قرار می‌دهد‌. البته نباید اینگونه تصور شود که حوزه فعالیت و نیز ابزار عمل "نخبه سیاسی"- با تعریف فوق- و "فعال سیاسی" کاملاً از هم جداست بلکه یک "فعال سیاسی نیز- در بهترین حالت- باید از شم قوی و توانایی تحلیل رویدادها برخوردار باشد اما می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که کارویژه یک "نخبه سیاسی" لزوماً ورود مستقیم به معادلات روزمره سیاسی نیست و نباید باشد. و اما جنبش دانشجویی با عطف به آنچه پیرامون "ویژگی های نخبگی سیاسی" عنوان شد و به طبع مشخصه‌های ذاتی یک جنبش دانشجویی به عنوان مجموعه‌ای که بیرون از صحنه سیاست، ناظری هوشمند بر رخدادهای سیاسی است، جایگاهی است که می تواند -و باید- بیشترین نخبه سیاسی را در درون خود پرورش دهد. هر چند که همین ویژگی بعضاً باعث آن شده است که برخی از فعالان صحنه سیاست با سوء استفاده از شور و هیجانات جوان دانشجو به جنبش دانشجویی به عنوان پیاده نظام و ابزار دستیابی به خواسته‌های خود نگریسته و این هیجانات را به سمت و سوی مورد نظر خویش سوق دهد. با نگاهی به تاریخ فعالیت جنبش دانشجویی در کشور نیز شاهد فراز و فرودهای زیادی در این زمینه خواهیم بود. جنبش دانشجویی زمانی با تحلیل و آینده‌نگری دست به اقدامی شجاعانه همچون"تسخیر سفارت آمریکا" در آبان 58 زده و به تعبیر امام راحل (ره) انقلاب دومی را رقم میزند و زمانی دیگر بخشی از این جنبش آن‌چنان غرق در هیجانات سطحی‌نگرانه می‌گردد که همچون آنچه در تیرماه 78 رخ داد همچون عروسک خیمه شب بازی، بازیچه دست جریانهای سیاسی خارج از دانشگاه می شود و در پی آن فضایی مملو از رخوت و دلزدگی سیاسی مانند آنچه اکنون در آن به سر می‌بریم را رقم می‌زند به طوری که در منظر بخش عمده‌ای از جوان دانشجو تلاش در جهت کسب بینش سیاسی نوعی وقت تلف کردن و کاری بیهوده تلقی می‌گردد. تاکید مقام معظم رهبری بر "نخبه‌پروری سیاسی" به عنوان یکی از کارویژه‌های امروز جنبش دانشجویی نیز حاکی از وجود نقصان و کمبود در این حوزه از فعالیت دانشجویی از منظر نگاه تیزبین ایشان است‌. و اما بنابر آنچه گفته شد می‌توان بزرگترین مانع پیش رو در مسیر نخبه پروری سیاسی در بستر تشکل‌های دانشجویی را از یک سو، نوعی فضای رخوت و دلزدگی نسبت به سیاست در بدنه دانشجو ناشی از آنچه "احساس بازیچه بودن" در مجموعه رخدادهای منجر به تیرماه 78 بود و از سوی دیگر اکتفا کردن به برخی برداشتهای سطحی از سیاست فارق از پشتوانه تحلیل در میان برخی از دانشجویان – که خود خطر تکرار آنچه در تیرماه 78 رخ داد را تداعی می کند- در میان برخی از دانشجویان دانست که جنبش دانشجویی در مسیر نیل به پرورش نخبه گان سیاسی باید خود را از این قبیل آسیب ها مصون دارد.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 10:58 توسط امیر راغب |

بی‌شک نمی‌توان این واقعیت را منکر شد، که انتخاب و روی کار آمدن محمود احمدی نژاد در انتخابات سوم تیر 84 در مقابل حریفی قدرتمند چون هاشمی، حیرت و شفگتی صاحبنظران و تحلیل‌گران مسائل سیاسی را بر انگیخت. پیروزی غیر قابل انتظار چهره‌ای نه چندان شناخته شده و کم تجربه بر حریفی قدرتمند که افزون بر شهرت و سابقه خدمت طولانی در مناصب حسّاس این نظام از انواع حمایت‌های مادی و معنوی احزاب، گروه‌ها و جریان‌های سیاسی نیز برخوردار بود. هر چند در چرائی این مسئله سخن بسیار است، اما این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد که این رویداد نه نفی گذشته به طور مطلق‌، بلکه واکنشی آگاهانه از سوی ملت ایران به مجموعه اتفاقاتی بود که طی 16 سال گذشته به ویژه در دوران حاکمیت اصلاح طلبان برمسئولیت‌های کلیدی کشور روی داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 22:45 توسط مجتبی طالقانی |

امروزه بی شک ورزش به پدیده ای تاثیرگذار در عرصه جهانی مبدل گشته است، این امر در دهه های اخیر و با بذل توجه بیشتر رسانه ها به حوزه ورزش و به ویژه با ورود جادوی تصویر به این عرصه اهمیتی مضاعف یافت وقتی رویدادهای ورزشی همچون بازیهای المپیک و جام جهانی فوتبال از طریق امواج تلویزیونی به همه خانه ها رفته و برای مدتی کلیه رویدادهای سیاسی و فرهنگی را تحت الشعاع قرار می دهد، زمانی که محبوبیت ورزشکاران و نیز تیم های ورزشی از محدوده مرزهای جغرافیایی فراتر رفته و جهانی می گردد، دیگر عجیب نخواهد بود، که ورزش به عاملی تاثیر گذار در معادلات سیاسی و اجتماعی بین الملل مبدل گردد شاید نمونه بارز تاثیر شگرف ورزش بر معادلات جهانی را در آنچه که به "دیپلماسی پینگ پنگ"* مشهور شد و در آن ورزش به پلی در مسیر برقراری روابط سیاسی بین چین و ایلات متحده در سال 1971 ميلادي مبدل گشت بیابیم. در کشور ما به ویژه در دهه اخیر و با توجه مضاعف رسانه های نوشتاری، صوتی و تصویری به ورزش و به ویژه فوتبال و نیز با افزایش و فراگیری محبوبیت ورزشکاران در بین عموم مردم مقوله ورزش از ابعاد مختلفی مهم و تاثیرگذار گشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 22:43 توسط امیر راغب |

زمانی که آخرین شماره‌های «اندیشه امروز» را آماده می‌کردیم‌، فکر نمی‌کردیم که سال‌ها بعد کسانی پیدا می‌شوند، که آرشیو نشریه را از زیر خاک برآورند! و مهم‌تر از آن بر آن شوند تا دوباره، اما به شیوه‌های نو، آن را منتشر کنند. دانشجویانی که می‌خواهند به دور از هیاهوی کور و مخرب جنبش دانشجویی را خود به رسم اعتدال خردورزی دعوت کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 22:41 توسط سیدحسین شهرستانی |

اشاره اين نوشتار به نحوة مواجهة جامعه شناسي و يك مساله در سياست خارجي- خاورميانه مي پردازد و دقيقه اي انتقادي بر عملكرد جامعه شناسي/ علوم اجتماعي در ايران محسوب مي شود. تاكيد اصلي بر جامعه شناسي است و اين به معناي مبرا كردن يا بي توجهي به عملكرد ديگر شاخه هاي علوم اجتماعي و حتي علوم انساني نيست. دليل اين گزينش، تشخص يافتگي و البته پرمدعا بودنِ جامعه شناسي است. اميد كه خوانده و شنيده شود!

اول: داده ها و تحليل هاي ما از «خاورميانه» چقدر است؟ علوم اجتماعي ايران تا چه اندازه تلاش كرده تا اين منطقه از جهان را با تمام مختصات آن بررسي و شناسايي كند؟ اگر پاسخ به اين سئوالات منفي است، آنوقت اين مساله طرح مي شود كه چرا در علوم اجتماعي ايران، تشكيل «موسسه مطالعات آمريكاي شمالي و اروپاي غربي» موضوعيت مي يابد ولي تشكيل «موسسه مطالعات خاورميانه» در آن، موضوعيت و مدخليت نمي يابد و اساساً طرح نمي شود؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 22:39 توسط ضیاء سهیلی |