تبليغاتX
اندیشه امروز

قريب به يك سال پيش در ويژه‌نامه‌ي روزنامه‌ي «هم ميهن» بود كه يكي از صاحب نظران پر حاشيه‌ي دوره‌ي اصلاحات طي مقاله‌اي به تعريف وتمجيد يكي از برنامه‌هاي دولت نهم پرداخت ودر انتهاي مطلب هم اينگونه عنوان كرد؛ «به ما مي‌گويند همش بلديد به همه چي اعتراض كنيد، بفرما اين هم يك تعريف ...» اما در اين سال‌ها امثال اين آقا چه مواضعي داشته‌اند كه نامشان همواره مراد واژه‌هايي همچون «نقد» و «اعتراض» و حتي «اپوزیسيون» بوده است، تحركات اين آقايان چه ويژگي‌هايي داشته كه بدون پيشرفت خاص‌، كمابيش با مركزيت همان نظريه پردازان كهنه كار، صرفاً و صرفاً در حال حركت است -‌حركتي كه شايد با سكون هم، آن‌چنان تفاوتي نداشته است- و بحث اصلي هم دقيقاً همين مسئله است؛ اين طيف به اصطلاح اپوزیسيون در مقاطع مختلف براي انگيزه‌سازي عمومي و بعضاً، معارض سازي جامعه با ارزش‌ها و اهدافي كه مردم تا چندي قبل، مجدانه در حال تلاش وحتي فداي جان خود براي اجراي آنها در حكومت و جامعه‌ي خود بوده‌اند، چه برنامه‌هايي داشته است؟ به نظر مي‌رسد اين طيف چند ايراد اساسي وغير قابل جبران و هميشگي داشته -و دارد- كه باعث محدوديت برد مكاني و زماني برنامه‌هايشان در ميان مردم شود و بدين ترتيب هيچ گاه موفق به جلب نظر بلند مدت همان اقليت منتفد هم نشده است. اولين و محرزترين ايراد اين طيف اين بوده كه عمدتاً خود را تافته‌اي جدا بافته از عموم مردم مي پنداشته است‌؛ غافل از اين كه‌، اصل اين انقلاب و نظام -‌فارغ ازتحليل و قضاوت برمبناي عملكرد اشخاص- بعد از چندين قرن‌، اولين حكومتي است كه نتيجه‌ي خالص فرهنگ عامه‌ي مردم ايران است‌، فرهنگي كه بيش از همه تحت تاثير جامعه‌ي سنتي خود بوده است‌، لكن شايد آقايان اشتباهاً تصور مي‌كرده‌اند، انقلاب مردم ايران –از شهرستاني گرفته تا روستايي و عشايري- تحت تاثير بيشتر تحركات دانشگاهيان به نتيجه رسيده و مردم به تبعيت از انديشه‌هاي متكثر و مقطعي حاكم بر دانشگاه‌ها، مشروعيت حاكميت وقت را زير سؤال برده‌اند‌؛ در حالي كه سياست‌گذاران اپوزیسيون‌، بدون در نظرگيري اين مسائل، از مقطعي به بعد فضاهاي دانشگاهي رامورد هدف قرار دادند و همين به اصطلاح "جهش"، آغاز يك اشتباه و تناقض استراتژيك بزرگ براي معارض سازي عمومي با حاكميت بود. ثانيا؛ طيف اپوزیسيون خيلي دير متوجه شد كه ازدير باز تاكنون دين وسنت‌ها‌، عامل جدايي ناپذير جذب مخاطب ايراني مسلمان به يك ايدئولوژي بوده است -‌تاثير التقاط ماركسيست با مباني انديشه‌ي اسلامي در جذب‌ بيشتر مخاطب مسلمان در دهه‌ي 50، شاهد مثال مناسبي براي اين ماجراست- في الواقع طيف مذكور وقتي متوجه اهميت و ضرورت طرح مباحث ديني در ميان تبليغات و برنامه‌هاي خود شد كه سابقه‌ي بسياري از كهنه كاران اين عرصه در ذهن عموم مردم به عنوان غرب‌زد‌گان فاقد هويت ديني تثبيت شده بود. واين خود تاثير بسزايي در طرد ‌شدن مردم از سركردگان و هواداران اين طيف داشت. ثالثا‌؛ آيا واقعاً همان‌گونه كه در دهه‌ي 40 و50‌، امام خميني(ره) به خوبي‌، ايدئولوژي حكومت سازي خود را براي عموم مردم (با وجود خفقان‌ها وخشونت‌هاي حكومتي بي سابقه‌ي آن دوران) طي كمتر از 2 دهه معرفي كرد و ايده آل مورد نظر خود را براي آينده‌ي جامعه‌ي ايران تبيين كرد- به طوري كه در سال‌هاي آخر قبل از انقلاب‌، شعار شناخته‌اي به نام «حكومت اسلامي»‌، هم‌چون استقلال و آزادي بر دهان عموم ملت ايران (حتي روستائيان دور افتاده) جاري شود-‌؛ مدعيان امروز تغيير حاكميت هم‌، چنين مدل منسجم و تعريف شده‌اي به مخاطبان خود ارائه داده‌اند؟! اصلاً اگر همين فردا به اين آقايان گفته شود‌: بفرماييد اي گوي و اين ميدان، چه وضعيتي را مي‌توان براي مملكت متصور شد‌، اصلاً مي‌توان «وضعيتي» را متصور شد؟!! به اين ترتيب بيجا نخواهد بود اگر فقدان برنامه و ايدئولوژي مدون (وحتي بهانه ي خاص) براي سرگرم سازي مخاطب را‌، عامل اساسي ديگري براي عدم توفيق اپوزوسيون به شمار آوريم. همين مسئله تاثير زيادي در شكست و بي اقبالي افكار عمومي نسبت به طيف مذكور -حتي با وجود فضاي باز سياسي واجتماعي بي سابقه‌- در اواخر عصر اصلاحات داشت‌؛ در آن دوران معمولاً جرقه‌هاي بدون آتشي هم‌چون درگيري دريك دانشگاه، بي ادبي يك استاد، توقيف روزنامه‌ي حزب وابسته به دولت و امثالهم باعث جلب مخاطب مي‌شد در حالي كه آن چه موجب همراهي و تعامل مستمر و دو دهه‌اي مردم با امام خميني شده بود، سرقت‌هاي ميلياردي نفتي، كشتار‌ها وخشونت‌هاي آشكار و نهان حكومت وقت و امثالهم نبود‌، بلكه ايمان مردم به وجود برنامه‌اي براي ايجاد حكومت و ساختار دلخواه‌شان در آينده‌اي نزديك بود. به هر حال همه‌ي اين مسائل فقط گوشه‌اي از عوامل عدم توفيق جريانات اپوزیسيون‌ در دهه‌هاي اخير بوده است‌؛ جرياناتي كه گاهي با نفوذ در فضاهاي روشنفكري‌، گاهي با نفوذ در فضاهاي دولتي وحتي گاهي هم با نفوذ به پيشكسوتان نظام و انقلاب (از طريق نزديكانشان) قصد عرض اندام واظهار وجود داشته (ودارند) كه به خاطر همان علل ياد شده‌، معمولاً به شكل تحركاتي مقطعي منتهي شده است.

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 11:40 توسط رامین نیک پور |