اسلام چقدر مظلوم است و چقدر غریب
من از کسانی که از مستحبّات فقط خواب قیلوله را میپسندند، بدم میآید. من از کسانی که در میان واجبات فقط صله رحم را دوست دارند بدم میآید.
من از بقیّه هم بدم میآید. از آنهایی که از یاد خدا فقط ذکر گفتن را بلدند، آن هم با ذکر «صاد» از مخرج اصلی. آنهایی که هر نمازشان را ده بار میخوانند، آنهایی که خمس و زکات دزدیهایشان را کامل پرداخت میکنند، آنهایی که غذای ته مانده خود را به فقرا میبخشند، آنهایی که ده بار والضّالین را تکرار میکنند و ... .
من از اسلام، مدل لطیفش را دوست دارم، اسلام من در میان پیرمردهای نود ساله رو به مرگ نیست، من اسلام گریه را دوست دارم، اسلام پیرمرد بودن جوانها را، اسلام بخشش تمام مال نداشته را.
من از اسلام مرفهین بدم میآید. همانها که از میان احادیث فقط استحباب خانه خوب، مرکب خوب و زن خوب را دوست دارند.
من از خودم هم بدم میآید. من خودم را هم دوست ندارم، من آتش را کمترین مزد خود در آخرت میدانم. همین ...