زمزمههایی از انتشار روزنامهای دانشجویی (وابسته به انجمن اسلامی)، به گوش میرسید. شنیده بودیم که این نشریه قرار است نسخهی علوم اجتماعی "صبح علم و صنعت" باشد. انتظارمان این بود که دوستان ما در انجمن اسلامی با درک صحیح از تفاوتهای فضاهای حاکم بر دو دانشگاه تهران و علم و صنعت و خاصه حاکمیت فضای تعاملی (و گاهاً مدعی منطق و عقلانیت) دانشکده علوم اجتماعی رویهای متفاوت از آنچه در "صبح علم و صنعت" بوده است، پیش گیرند. اما این اتفاق نیافتاد. حقیقتاً این رویکرد جز بستن باب تعامل و گفت و گو ثمرهای به دنبال نخواهد داشت. نوشتهی زیر، نگاهی است به آنچه در هفته گذشته در این نشریه منتشر شده است؛
1. با کنار هم گذاشتن 4 شماره آغازین صبح، به راحتی متوجه خواهید شد که موجی از هویت یابی برای انجمن اسلامی در این نشریه به چشم میخورد. ظاهراً نویسندگان مطالب با وقوف بر اشتباهات گذشته و توبه از آنچه با نام انجمن اسلامی بر سر جنبش دانشجویی در سالهای پیشین رفته است، در پی یافتن هویتی متمایز و مطلوب و بلکه بازگشت به هویت اصیل انقلابی انجمن اسلامی در سالهای قبل از انقلاب اسلامی و هم چنین سالهای آغازین آن هستند.
2. اما جالبتر آنکه مطلبی در شماره سوم این نشریه منتشر شده است، تحت عنوان "حالا چرا بسیج؟" و هر چند کوتاه اما بیانگر ادعاهایی است بر ماهیت کنونی بسیج!. این که چرا در شماره سوم این نشریه مطلبی این چنین منتشر شده است و نگارنده در آن به طور غیر مستقیم خواستار بازگشت بسیج به هویت اصیلش شده است (با فرض بر اینکه بسیج از هویت خود فاصله گرفته است). فارغ از ادعاهای یکی از فعالین انجمن اسلامی مبنی بر اتفاقی بودن انتشار این مطلب، در برگیرنده دو نوع تحلیل است؛ تحلیل اول اینکه این مطلب ناشی از همان نگاه ماجراجویانه به فضای دانشگاه و دیگر تشکلهای دانشجویی است، که در اشاره آمد. و تحلیل دوم، که با نگاهی دقیقتر همراه با کنار هم گذاشتن این مطلب و مطالب دیگر صبح در هفته گذشته بدست میآید، ما را به همان گزاره اول یعنی هویت یابی برای انجمن اسلامی سوق میدهد. در واقع در اینجا بسیج دو نقش را با هم ایفا میکند، یکی "دیگری" که ذیل آن هویت انجمن اسلامی شناخته میشود و دوم اینکه، از آنجایی که صحبت از هویت گذشته و فعلی انجمن اسلامی همراه خواهد بود با بیان حقایقی که گذر آن بر نگارندگان مطالب سخت میآمده است با هجمه به هویت بسیج به نوعی فرافکنی دست زده اند. اما اینکه روانه ساختن اتهاماتی سطحی به بسیج چقدر میتواند در این روند هویت یابی انجمن اسلامی کارساز بیافتد، ظاهراً هیچ و نه تنها ثمرهای نداشته است بلکه تشویش فکری دوستان را در همین امر (هویت یابی) به نمایش گذاشته است.
3. گذشته از مطالبی که در بالا آمد و به نوعی یک مقدمه طولانی محسوب میشد، سوال اصلی ما در این نوشتار این است؛ حقیقتاً چه شده است، که انجمن اسلامی جدید، درهای دفترش را در حالی به روی دانشجویان گشوده است که در همان بدو ورود آنها را با سوال از هویت انجمن رو به رو ساخته و در پی تعریف از انجمن اسلامی برآمده است؟ این سوال ناظر بر دو واقعیت است؛ اول اینکه، وضعیت کنونی انجمن اسلامی، وضعیت مطلوب نیست و این وضعیت نامطلوب، ناشی از تشویش هویتی و فکری حاکم بر انجمن اسلامی است (که از مقالات نشریه مذکور به روشنی واضح است). و دوم اینکه، وضعیت نامطلوب فعلی، نتیجه مجموعهای از نگاهها و عملکردهاییست که در گذشته تحت لوای انجمن اسلامی شکل گرفته است. از این جهت، نگاه تاریخی موشکافانه به انجمن اسلامی علاوه بر اینکه در فرآیند هویت یابی برای آن کارساز خواهد بود، پارهای از تجربیات را بدست میدهد که مانع از رفتن راه اشتباه گذشتگان و تکرار اشتباهات آنان خواهد شد.
4. در میان جریانات دانشجویی اشاره به طیف بندی بسیجی، انجمنی تقلیل یافتهترین نوع از این طیفبندیها ست. جریانی وسیع از تفکرات در زیر همین طیفبندی نهفته است که در سالهای اخیر انشعاباتی را پدید آورده است. البته بسیج دانشجویی به سبب ماهیت روشن و مبرهن خویش (که توسط امام راحل (ره) تبیین گشته است)، کمتر دچار این انشعابات شده است. اما انجمن اسلامی که در سالهای اخیر، کانون تضارب آراء و عقاید متضادی بوده است با فراز و نشیبهای بسیاری همراه شده است که نقطهی اوج آن در سال 80 و در نشست انتخاباتی دفتر تحکیم وحدت در شیراز کلید خورد و نهایتاً تا به امروز طیفهای گوناگونی از افکار و عملکردها را تحت فراکسیونهای مختلف با عناوین رنگارنگ ایجاد نموده است. هرچند که در دوران اصلاحات تلاشهایی برای قانونی کردن فعالیت کانونهای غیر اسلامی صورت گرفت اما با ممانعت شورای عالی انقلاب فرهنگی این امر به ثمر نرسید و موجب شد تا طیفهای فکری که هیچ سنخیتی با انجمنهای اسلامی نداشتهاند، برای پیش برد اهدافشان وارد این تشکل شده و به تغییر اساسنامه و یا مرامنامه آن مبادرت ورزند. به طور مثال میتوان به انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی اشاره نمود که در سالهای اخیر شاهد حضور افرادی با محکمترین ادعای مسلمانی و در پارهای از زمان شاهد تلاشهای بی دریغ افراد آن، برای حذف پسوند "اسلامی" از انجمن اسلامی بوده است. این عملکرد پر فراز و نشیب ناشی از همین رسوخ تفکرات گوناگون در انجمن اسلامی است که در حال حاضر میتوان از آن تحت عنوان "خلاء ایدئولوژی واحد" و یا به عبارت ساده تر "نگاه ناهمگون" یاد کرد.
5. جدای از نگاههای ناهمگون به انجمن اسلامی، که نوعی از ابهام را برای بدنه دانشجویی (نسبت به انجمن اسلامی) به ارمغان آورده است. یک عملکرد واحد در انجمن اسلامی در سالهای اخیر به شدت به ضرر آنها تمام شده است، و آن هم رادیکالیسم سیاسی است که به عنوان سرباز صفر جریانات سیاسی عمل کرده است. در واقع پس از دوم خرداد 76، برخی جریانات سیاسی در جهت چانه زنیهای سیاسیشان، نیازمند فشار از پایین بودند و به دلیل نداشتن پایگاه اجتماعی- مردمی، دانشگاه را محل تاخت و تازهای سیاسی خود کردند. عملکرد رادیکال و انحصارطلبانه برخی از گروههای دانشجویی به سبب غلبه احساسات بر عقلانیت، بهترین ابزار برای منفعت طلبی و جناح بازیهای جریانات سیاسی شد که نهایتاً موجبات گسست میان مردم و دانشجویان را رقم زد که در حادثه کوی دانشگاه، در بالاترین سطح خود بروز نمود. این گسست تا بدین جا اکتفا ننمود و در سالهای بعد، میان بدنه دانشجویی و فعالین دانشگاهی (در انجمن های اسلامی و ...) فاصله انداخت، به طوریکه ما از سالهای پایانی اصلاحات شاهد انفعال در انجمنهای اسلامی هستیم، و نهایتاً با به حاشیه رانده شدن اصلاحطلبان از کانون قدرت در سوم تیر 84، انجمنهای اسلامی در دانشگاهها به انزوا کشیده شدند. 6. اما امروز، نجات انجمنهای اسلامی در بازگشت به هویت اصیل و انقلابی است، هویتی که در سالهای اخیر به هویت لیبرال دمکراسی تغییر یافته است. حقوق بشر و محیط زیست آرمانهای جدید انجمن اسلامی شده است و آرمانهای انقلاب اسلامی در آن هیچ راهی ندارد. در غیر اینصورت میتوان مدعی بود، انتظار دستیابی به هویت واحد و مورد قبول همگان، خیالی است که هیچگاه محقق نخواهد شد. آن موقع است که، سخن از کارکرد انجمن اسلامی فقط به عنوان مامن افرادی که در تشکلهای دیگر جایی ندارند و در پی فعالیت دانشجویی هستند تعریف میشود. فعالیتی که منحصر به سیاست نمیشود و طیفی از فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و گاهاً هنری و علمی را نیز در بر میگیرد (بسته به سلایق و نوع نگاه حاکم بر انجمن اسلامی). بنابراین اصیل سازی اسلامی انجمنهای اسلامی، رهیافت اساسی برای نجات از انفعال است. انجمنی که از هرگونه التقاط شرقی، غربی، نو، کهنه، ارسطویی، افلاطونی، فیثاغورثی و هرکس دیگر به دور باشد.
7. حال جای این سوال از نگارندگان نشریه صبح باقی است، که "حقیقتاً چه گروه و طیفی شایسته برگزیدن عنوانی جدید است تا دچار اشتراک لفظی و یا اشتباه مصداقی با گذشتهاش نشود؟". جای بسی تامل است!.