بيشك يكي از عوامل مهم و تاثيرگذار در تلقي شفاف از مرزهاي معرفتي اسلام ناب تفكرات التقاطي ناشي از پيوند ناقص اپيستمولوژي غربي و كلام ديني، شناخت درست از مقولهي روشنفكري است و اين مرزهاي معرفتي، ترسيم كنندهي با اهميتترين خطوط استراتژيك ميان مفاهيم «خودي» و «غيرخودي» هستند. از روشنفكري ميتوان يك تلقي لغوي و ظاهري و چند تلقي اصطلاحي داشت. معناي لغوي و ظاهري آن نزد عرف معروف است. اما مهمترين معاني اصطلاحي آن كه حاصل اولاً، ترجمههاي مسامحه آلود و ثانياً، تجربهي تاريخي مدرنيته و تكرار آن همراه با ابتلا به نقصان، تقليد و سطحيت در جوامع غير غربي و از جمله گفتمان اسلامي- شيعي هستند، به آساني و بدون رجوع به شالودههاي تئوريك آن، قابل درك نخواهد بود. در همين جا نكتهي مهمي شايان ذكر است و آن اينكه توجه به مقولهي روشنفكري مدرنيست و خطر آن براي ديانت نبايد ما را از التفات به سنتگرايي مذموم و تحجرگرايي بازدارد. به همان ميزان كه رويكردهاي مدرن نسبت به دين، باورهاي اسلامي را به مخاطره انداخته است، رويكرد متحجرانه و مبلغ دينداري ناآگاهانه در مقابل دينداري عقلاني، گفتمان عقلاني- ولايي تشيع را تهديد ميكند. باور ما بر اين است كه هم روشنفكري و هم تحجر، دوروي يك سكهاند كه از مرداب التقاط سرچشمه ميگيرند. دگرانديشي روشنفكري، التقاط دين با باورهاي مدرن به نام نوآوري است و تحجر، التقاط دين با خمودگي و دگم انديشي خودخواهانه به نام تعبد و تسليم! رويكرد روشنفكري به دين و هم نگاه متحجرانه به آن اگر چه ديانت ناب را در معرض تهديد جدي قرار ميدهند، اما نقاط مرزي نزديكي نيز ميان اين دو مقوله وجود دارد كه اصلاح دو جريان روشنفكري و تحجرگرا از همين مسير محتمل مينمايد، همچنان كه خطر انحراف دينداري متعادل عقلاني نيز از همين مرزها بايد مورد دقت قرار گيرد. در هر صورت شناخت اين مرزها از هر دو جهت مفيد، لازم و ضروري است. نوگرايي، قدرت خلاقه، انتقادگيري، انتقاد پذيري و جرأت انديشيدن روشنفكري مدرن يكي از همين مرزهاست. اين مقولات همگي به صورت فايدهمند و معتدل در فضاي عقلانيت اسلامي وجود دارند. همچنين روحيهي تعبد، تسليم و تبعيت جريان تحجرگرا نيز از همان مرزهاست كه به صورتي متعادل در گفتمان عقلاني- ولايي شيعه موجود است. حاصل اينكه اگر روشنفكري مدرنيست از آموزههاي وحياني پيشي نگرفته و مولفههايي از تقيد، تسليم، باور و ايمان را در خود تقويت نمايد و جريان تحجرگراي سنت پرست نيز از قافلهي عقلانيت عقب نماند و با پذيرش ملاك عقل اسلامي، مقداري نيز انديشهي خويش را متناسب با زمان به زيور پويايي بيارايد، مرزهاي نزديك روشنفكري و جريان تحجرگرا با گفتمان عقلاني متعادل اسلامي تبديل به مرزهاي مشترك شود، امكان نزديكي آنها با اسلام ناب بيشتر فراهم ميشود. اميد است كه روشنفكران مسلمان با به كارگيري اسلوبي اسلامي بتوانند مصداق بارز يك روشن فكر باشند.
مجتبی طالقانی